
کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ
مشخصات کتاب
زمان: 01:57:00
سال نشر: ثبت نشده
گوینده:
تعداد قسمت ها: 4
امتیاز: 0(0)
دستهبندیها
گوینده دلخواه خود را انتخاب کنید
اكبر زنجان پور
امتیاز شما:
معرفی کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ
به جایی فکر کنید که ناگهان همهچیز از بین میرود؛ سلامتی از دست میرود، فرصتها نابود میشوند و در نهایت، زندگی به پایان میرسد. کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ نوشتهی لئو تولستوی، داستان مردی را روایت میکند که با این احساسات تاریک روبهرو میشود و شما را به این نتیجه میرساند که «همهی ما، چه بخواهیم و چه نخواهیم، به مرگ نزدیک میشویم». این داستان، یکی از آثار مشهور، کلاسیک و پرفروش تاریخ ادبیات روسیه و جهان محسوب میشود.
دربارهی کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ
داستان زندگی مردی که تمام عمر خود را درگیر کار، تلاش برای کسب موفقیتهای اجتماعی و برقراری رابطه با دیگران کرده است، برای بسیاری از ما آشنا به نظر میرسد. مردی که وقتی به زمان مرگش نزدیک میشود، ناگهان با این سؤال مواجه میشود که «آیا تمام این تلاشها واقعاً ارزش داشت؟» داستان کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ (The Death of Ivan Ilyich) نوشتهی لئو تولستوی (Leo Tolstoy)، با خبری ساده و سرد از مرگ ایوان ایلیچ آغاز میشود. دوستانش در دادگستری، بهجای آنکه از مرگ او ناراحت شوند، سریعاً دربارهی تغییرات احتمالی در سِمتها و فرصتهای ارتقای شغلی که با مرگ ایوان ایجاد شده، صحبت میکنند.
پیتر ایوانوویچ، دوست و همکار نزدیک ایوان، پس از شنیدن خبر مرگ وی، به خانهاش میرود تا وظیفهی اجتماعی حضور در مراسم تدفین را انجام دهد. اما در حرکات و رفتارهایش پیداست که مانند دیگران، تحت تأثیر مرگ ایوان قرار نگرفته است. در واقع، هنگامی که پیتر به جسد بیجان ایوان نگاه میکند، بیشتر به فکر بازی بعدازظهر پاسورش است. لئو تولستوی در این صحنه از کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ، طنزی تلخ از بیتفاوتی جامعه نسبت به مرگ را به تصویر میکشد؛ جامعهای که حتی در مواجه شدن با مرگ نیز نقاب خود را حفظ میکند. تولستوی در اینجا این واقعیت ناخوشایند زندگی را به نمایش میگذارد که مرگ دیگران، تنها زمانی اهمیت دارد که برای ما سودی به همراه داشته باشد.
در ادامه، داستان به گذشتهی ایوان بازمیگردد و زندگی او را از کودکی تا زمان مرگش مرور میکند. در کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ نوشتهی لئو تولستوی، ایوان ایلیچ کسی است که تمام زندگی خود را در تلاش برای پیروی از استانداردهای جامعه سپری میکند. او هرگز از خود نمیپرسد که آیا راهی که در پیش گرفته، درست است یا خیر. او صرفاً به انجام وظایف و مسئولیتهای اجتماعیاش میپردازد، بدون آنکه نسبت به آنها احساسی عمیق داشته باشد و بدون آنکه از آنها لذت کافی برده باشد.
داستان مرگ او از آنجا آغاز میشود که ناگهان ایوان دردی در پهلوی خود حس میکند. درد پهلوی ایوان ایلیچ در واقع نتیجهی یک حادثهی ساده است؛ او هنگام نصب پردههای خانهی جدیدش از نردبان سقوط میکند و پهلویش به شدت آسیب میبیند. اگرچه در ابتدا این حادثه بیاهمیت به نظر میرسد و ایوان ایلیچ توجه چندانی به آن نمیکند، اما به مرور زمان، درد در پهلوی او شدت میگیرد و به یک مشکل جدی تبدیل میشود.
این درد کمکم او را از پا میاندازد و به سوی مرگی تدریجی و دردناک هدایت میکند. ایوان، شخصیت اصلی کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ نوشتهی لئو تولستوی است که تا پیش از این هرگز به مرگ فکر نکرده بود، اما اکنون باید با این واقعیت سرد و بیرحم روبهرو شود. او تلاش میکند با مراجعه به پزشکان راهی برای بهبود پیدا کند، اما هرچه بیشتر تلاش میکند، بیشتر به این نتیجه میرسد که مرگش نزدیک است. مخاطب همراه با ایوان، تغییرات روانی و جسمانی او را تجربه میکند. ابتدا، ایوان مرگ را نادیده میگیرد و تلاش میکند به زندگی عادیاش ادامه دهد، اما با پیشرفت بیماری، ناچار است با واقعیتی که در انتظارش است، روبهرو شود.
بیماری ایوان ایلیچ فرصتی به او میدهد تا به معنای زندگی خود بیندیشد. او در این برهه از زندگی، گذشتهی خود را مرور میکند و درمییابد که هرچه از کودکی دورتر شده، شادیها و لحظات واقعی زندگیاش کمتر شدهاند. بهتدریج او به این نتیجه میرسد که بیشتر لحظات خوشبختیاش چیزی جز توهمی سطحی نبوده است. زندگیای که از بیرون پر از موفقیت و شکوه به نظر میرسید، در واقع برای او پوچ و بیمعنا بوده است.